همسرداری

چگونه رابطه خود با همسرمان را تقویت کنیم؟

چگونه رابطه خود با همسرمان را تقویت کنیم؟

برای اینکه رابطه عاشقانه و مستحکمی با همسر یا پارتنر خود داشته باشیم باید بتوانیم شراکت و همپایی متقابلی ایجاد کنیم . شراکت و همپایی به معنی ایجاد تعادل در ارتباط و سهیم شدن روحی و حسی با همسر می باشد.

 

چگونه رابطه خود با همسرمان را تقویت کنیم؟

هر یک از ما برای ايجاد ارتباط عاشقانه و ازدواج دلایلی داریم، ولی برخی از رواشناسان معتقدند حتی بدون آنکه خودمان بدانیم، بسياری از ارتباطات ما با جنس مخالف و خصوصا با همسرانمان، ارتباط های ابزاری هستند.!!!

جوهره اصلی يک ارتباط سالم،  رابطه‌ای بدون وجود تسلط و کنترل گری يکی بر ديگری  است. اما متاسفانه در رابطه ی دو همسر، گاهی تعریف رابطه به شکلی است که یکی از طرفین مدام می خواهد نظر و عقاید خود را بر دیگری تحمیل کند و طرف مقابل را تحت تسلط و کنترل در آورد.

یا گمان می کند همسرش مومی است که باید شبیه بدان چه که او می خواهد عمل کند. چنین ارتباطاتی متاسفانه خیلی زود به شکست می انجامند.

انتقادهای عمیق!

همچنین همسر ما می تواند واقعیت هایی را به ما بگوید که دیگران هرگز به ما نگفته اند. او می تواند بگوید آیا متوجهی رفتارت ظالمانه است؟ آیا می دانی با همسرت مثل یک برده رفتار می کنی؟ آیا می دانی احترام کافی را برای من قائل نیستی؟

بنابراین در یک ارتباط همسرانه، ما مدام در معرض انتقادات و عیبجویی هایی قرار می گیریم که ممکن است حتی قبلا یک مرتبه هم با آنها مواجه نشده باشیم. متاسفانه اگر انتقادها مدام تکرار شوند و طرف مقابل نتواند به اصلاح اشتباهات و عیوب خود بپردازد، یا میزان انتقاد از حدی قابل قبول فراتر برود باز هم چنین رابطه ای نمی تواند دوام داشته باشد. چرا که در یک ارتباط همسرانه، ما نیاز به حمایت و تعهد دو طرفه هم داریم.

حمایتی که منجر به کوچک شمردن عیب همدیگر و رشد طرف مقابل بشود. چیزی که معمولا در دوستی های ساده و حتی عمیق با جنس موافق، وجود ندارد.

شراکت و همپايی

اولين نشانه يک ارتباط همسرانه می تواند، شراکت و همپايی متقابل باشد. اين ویژگی به نظر ساده می‌آید، ولی اولين نقطه‌ای‌ست که بسياري از روابط  در آن شکست می‌خورند.

منظور از شراکت و همپایی متقابل، يعنی‌ ایجاد تعادل کلی در تلاش برای یکدیگر. کسی که هميشه منتظر می‌نشيند و راهی به سوی ديگری پيدا و باز نمی‌کند، همسر خوبی نيست. بر عکس، در بين همسران  خوب، وجود تعادل در به طرف ديگری رفتن و  پذیرفتن بی قید و شرط او ، کاملاً بديهی است.

توجه داشته باشید که منظور از شراکت، این نیست که تنها در مشکلات يا حالات خاص سهيم باشيم، بلکه معنای آن سهیم شدن در کل زندگی روحی و حسی و سرنوشت يک شخص است.

حضور مشترک در یک برنامه تفریحی، یک گردش یا یک بازی، نوعی همپایی است، ولی الزاماً يک ارتباط همسرانه  نيست. صراحت و اعتماد همان طور که اشاره کردیم، شراکت، در نهايت يعنی درک يگديگر در تعامل و تبادل شخصی.

صراحت و راحت بودن

برای اينکه چنين تبادلی بتواند صورت بگیرد، به صراحت و راحت بودن احتياج هست، یعنی دومين مشخصه بارز همسرانه صراحت، يعنی داشتن جرأت و اعتماد است زیرا برای‌ اینکه دو نفر بتوانند با يکديگر صريح و راحت باشند، بايد بتوانند به يکديگر اطمينان کنند، به خصوص وقتی که رازی را با يکديگر در ميان می‌گذارند.

کسی که جرأت می‌کند خود را براي ديگری، شخصيت خود را آنگونه كه هست نشان بدهد، قابليت برقراری رابطه همسرانه  را دارد.

کسی که تنها خبرهای آخرين موفقيت‌های خود را می‌دهد، اما در باره شکست‌ها و ضعف‌های خود، به خاطر ‌ترس از خراب شدن وجهه‌اش سکوت می‌کند، در واقع یا همسری را نفهمیده یا توان آن  را ندارد و البته این صراحت هم نباید با بی ادبی یا گستاخی اشتباه گرفته شود.

همچنین، بسته بودن،یا همان خسیس بودن در دادن اطلاعات، می تواند  از‌ ایجاد شراکت جلوگیری ‌کند، همینطور صحبت با نیش و کنایه. جایی که در آن تنها با شوخی و کنایه صحبت می‌شود، افراد با نقاب با یکدیگر رو به رو می‌شوند.

تنها زمانی که صراحت وجود دارد (که البته نباید با نزدیکی بدون حد و مرز اشتباه شود)، امکان درک متقابل فراهم می‌شود. وقتی ما مسائل شخصی خود را با یکدیگر مبادله می‌کنیم، می‌توانیم دیگری را تجربه کنیم آن وقت است که ارتباط متقابل ما ، به ما قدرت می‌بخشد و‌ این اطمینان را می‌دهد که دوست‌داشتنی هستیم.

این سه ویژگی یعنی شراکت، صراحت و اعتماد بقیه مشخصه‌های یک ارتباط همسرانه نسبتا ثمربخش و دوستانه  را به دنبال خود می‌آورند.

مشخصه‌هایی نظیر نبودن حس حسادت و رقابت، دانستن ‌اینکه می‌شود روی دیگری حساب کرد، رفتار قابل پیش‌بینی، حس مسئولیت و … .  ارتباط همسرانه چه چیزهایی نیست؟…

هر چند هم‌صحبتی در بین همسران واقعی هم از اهمیت بالایی برخوردار است، اما در بسیاری از موارد و به خصوص در مورد انسان‌های تنها، توانایی صحبت کردن با یک نفر نباید با رابطه همسرانه اشتباه گرفته شود.

تا این جا از ویژگی های ارتباط همسرانه گفتیم. اینک ببینیم ارتباط همسرانه شامل چه چیزهای نمی شود.

رابطه ابزاری در یک ارتباط خوب همسرانه، هدف نه فقط بر طرف کردن احتیاجات، بلکه درک و دوست داشتن «وجود» طرف مقابل است. کسی که تنها در راه بازگشت از سفرهای کاری، شبی را در خانه دیگری مهمان می‌شود (که احتمالاً از خرج سفر خود کم کند)، از روی دوستی به دیدار نیامده است، بلکه شاید از روی حسابگری‌ این کار را کرده.

اگر‌ این بر طرف کردن احتیاج، دو جانبه باشد، البته رابطه‌ای “ابزاری” بر قرار شده است، اما چنین رابطه‌ای نیز تنها به شرایط موجود وابسته است و نمی‌تواند پایدار بماند.

رابطه هم‌صحبتی هم‌صحبتی نیز اغلب با رابطه همسرانه  اشتباه گرفته می‌شود، هر چند هم‌صحبتی در بین همسران واقعی هم از اهمیت بالایی برخوردار است و صحبت کردن شاد و لذتبخش، در یک ازدواج واقعی هم برآورده می‌شود، اما در بسیاری از موارد و به خصوص در مورد انسان‌های تنها، توانایی صحبت کردن با یک نفر نباید با رابطه همسرانه اشتباه گرفته شود. این شرط ، شرط لازم یاست اما کافی نیست.

رابطه دیداری بعضی دیگر گمان می‌کنند چون شخصی را زیاد می‌بینند، می توانند با او همسر خوبی هم باشند . اما واقعیت این است که کمیت دیدار طرفین نسبت به کیفیت آن نقش مهمی بازی نمی‌کند. آنچه گروهی را که مرتب یکدیگر را در یک مکان عمومی ‌ملاقات می‌کنند، کنار هم نگه می‌دارد، نیاز شخصی هر کدام از آنها برای گپ زدن، گذراندن وقت و تنوع است و نه الزاماً علایق و خواسته‌ها و خصوصیات مشترک بین آنها، آنگونه که بین همسران  وجود دارد.

هدف رابطه همسرانه

اینکه یک رابطه همسرانه خوب چیست و چه ویژگی هایی دارد، سؤالی است که در بین اشخاص متفاوت، جواب‌های مبهم و متفاوتی دارد. رابطه‌هایی وجود دارند که سال‌ها ادامه پیدا کرده‌اند و در آنها یکی از طرفین بر ‌این باور بوده است که دیگری بهترین همسر برای اوست، در حالی‌ که نظر طرف مقابل او اینطور نبوده است. ‌

شدت و قدرت یک ارتباط همسرانه  بسته به این است که هدف آن رابطه تا چه حد بستگی به ” وجود شخص مقابل” دارد.  البته منظور ایفای نقش یک قهرمان در ازدواج  نیست، زیرا بر طرف کردن احتیاجات یکدیگر و دوست داشتن وجود طرف مقابل، در یک ارتباط همسرانه  با هم وجود دارند و‌ این کاملاً طبیعی است.

معنی ازدواج و ارتباط با همسر ، بخشش دائمی‌ و یکطرفه هم نیست، بلکه بخشش و گرفتن، با هم توأم هستند. اما مشکل اینجاست که بعد از بررسی یک ارتباط ‌این نتیجه گرفته شود که بر آوردن نیازهای روزمره در آن، نقش خیلی اصلی‌تری داشته است تا‌ اینکه هدف آن ارتباط، به خاطر “وجود “خود دیگری بوده باشد.

میزان تعادل در رابطه شدت یک ارتباط همسرانه ، به تعادل نیز بستگی دارد.‌ آیا توجه داشتن به همدیگر، در حال تعادل قرار دارد؟ آیا آن دیگری به همان‌ اندازه که من به او و زندگیش توجه نشان می‌دهم و مایل به شرکت در آن هستم، به زندگی من علاقه و توجه دارد؟ معمولاً جواب ‌این سؤال را با یک نگاه دقیق در گفتگو های پیش از ازدواج، می‌توان به دست آورد.

چه کسی از روی توجه از دیگری در باره اوضاع و احوالش سؤال می‌کند؟ کسی که دائم از دیگری سؤال می‌کند، ولی هیچ وقت از خودش سؤالی نمی‌شود، حق دارد که با نگاهی تردیدآ‌میز به ارتباط همسرانه ی خود  بنگرد.

اگر بخواهیم در باره یک رابطه همسرانه خوب سخن بگوییم حالاحالاها باید به نوشتن ادامه دهیم. نکته مهم این است که در باره ی یک رابطه همسرانه خوب توهم نداشته باشیم و آنرا با تخیلات رویایی و غیر واقع بینانه اشتباه نگیریم و با بروز اولین مشکلات، جا نزنیم و زندگی مشترک خود را خراب نکنیم.

(زندگی آنلاین*مجله روانشناسی امروز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن