خانه / همسرداری / دل‌های بی‌وفایی که خیانت می کنند؟

دل‌های بی‌وفایی که خیانت می کنند؟

دل‌های بی‌وفایی که خیانت می کنند؟

مردان و تک‌همسری: دلایل ایجاد یک رابطه خارج از چهارچوب خانواده

آیا تعداد مردانی که به همسران خود خیانت می‌کنند، از زنان خائن به شوهرانشان بیشتر است؟ آیا خیانت در ازدواج برای مردان طبیعی‌‌تر است؟ و آیا برخی از مردان فکر می‌کنند که تک‌همسری مانند بازی منچ یا مارپله است؟

دل‌های بی‌وفا که خیانت می کنند؟

چه کسی بیشتر خیانت می‌کند؟

یکی اساتید جامعه‌شناسی که ازدواج‌های ۶,۰۰۰ مرد را دنبال کرده‌ است، می‌گوید:”تردیدی نیست که مردان بیشتر از زنان خیانت می‌کنند. در زمان‌های قدیم که ما مجبور بودیم علت طلاق خود را بیان کنیم، خیانت علت عمده بود. علت اساسی این بود که شوهران بیشتر از زن‌ها بی‌وفا بودند. و همچنین به دلیل این که جامعه در برابر خطاهای مردان بخشش و انعطاف بیشتری از خود نشان می‌دهد.”
در مورد مردانی که خیانت می‌کنند، طرزفکر متعارف چنین میگوید که مردها همه همین گونه هستند، درحالیکه یک زن بی‌وفا مورد خشم و نفرت قرار می‌گرفت و هیچ کس خطای او را نمی‌پذیرفت.
یکی از روانپزشکان و نویسندگان می‌گوید:”مردان و زنان به اشکال متفاوت دست به خیانت می‌زنند. مردان حرص و ولع بیشتری برای خیانت دارند؛ رابطه‌های موقتی و تجارب موقتی را بیشتر دوست دارند.”

بی‌وفایی در میان مردان: آیا بحث‌های زیست‌شناختی مستدل هستند؟

شاید زنان وقتی بفهمند مورد خیانت قرار گرفته‌اند، شوهران خود را موقتی و دارای تاریخ مصرف بدانند، اما آنها هنوز از خود درباره علت این مسئله می‌پرسند. آیا چنانچه برخی از دانشمندان می‌گویند یک دلیل زیست‌شناختی برای این مسئله وجود دارد؟ شاید تصورشود که پرندگان و زنبورهایی که این کار را می‌کنند، در حال عاشق شدن هستند، اما مدارک زیادی دالّ بر این فرضیه وجود دارد که عاشق شدن در قلمروی حیوانات امری آنی و بدون فکر و اندیشه است.
یک تمایل طبیعی وجود دارد که تاحدود زیادی درون ما ریشه دوانده‌ است و آن این است که بذرهای خود را حدالامکان در جاهای بیشتری قرار دهیم. این باعث شده است که نوع بشر به جایگاه کنونی خود برسد. این میل به چندهمسری در خیلی از مردان ادامه پیدا می‌کند، گرچه خیلی از مردان می‌توانند در برابر این تمایل مقاومت کرده و به تک‌همسری خود ادامه دهند.
به هرحال، استدلال تکاملی فراتر از این پیش نمی‌رود. می‌توان چنین استدلال کرد که مردان در گذشته با چوب و چماق به جان همدیگر می‌افتادند. اما اکنون این سنت زشت دیگر در جامعه اصلاً قابل قبول نیست. پس این حقیقت که خیلی از مردان وفادار می‌مانند به نظر راهی برای درمان یک ناهنجاری را نشان می‌دهد که احتمالاً تاحدودی یک مشکل زیست‌شناختی است. آیا مشاوره برای مثال می‌تواند مردان را از خیانت بازدارد؟

آن احساس قدیمی: دلیلی برای خیانت مردان

به نظر نمی‌رسد که بتوان کسی را مجبور به انجام کاری کرد. اما شناخت خود واقعاً مهم و مؤثر است.
انسان‌ها به راهبردهایی روی می‌آورند که در جوانی برای آنها لذت‌بخش بوده و به زندگی آنها لذت و معنی بخشیده است. یک رویه کلی وجود دارد مبنی بر این که مردان دارای چند همسر می‌دانند که چگونه سراغ کسی بروند و از اولین تجربه با او لذت ببرند، همانگونه که برخی از افراد وقتی احساس خوبی ندارند سراغ نوشیدن مقداری الکل می‌روند. اگر این مردان از زنان خود ناامید و سرخورده شده باشند برای تسکین سراغ زنان دیگر میروند.
تمایلات اعتیادآور را می‌توان مداوا کرد، اگر بیمار خود بخواهد، اما زمانیکه شما خود تمایلی برای به اتمام رساندن مشکل خود نداشته باشید، وضعیت سخت و دشوار خواهد بود.

خیانت برای پایان دادن به زندگی مشترک

چون خیلی از طلاق‌ها هنوز از خیانت ناشی می‌شوند، خیانت می‌تواند راهی برای مرد باشد تا به یک زندگی که دیگر علاقه‌ای به آن ندارد پایان دهد. می‌تواند تیر خلاصی برای یک رابطه نیمه‌جان باشد. و در آن زمان شوهر به طور تصادفی به کسی برخورد می‌کند که برای یک زندگی مجدد به او انرژی و انگیزه می‌دهد و به سمت او کشیده می‌شود. یک مرد شاید وسوسه‌ شود تا به آن انرژی پاسخ دهد، شاید به نظر او تحسین‌آمیز و سکسی باشد. و گهگاه در منزل نارسایی‌ها یا اختلالاتی وجود دارد، و او فکر می‌کند که دارد تجهیزات خود را جای دیگری امتحان می‌کند.
گهگاه یک مرد می‌گوید آن لحظه پذیرش شکست بود که احساس کرد رابطه بین او و همسرش هرگز بهتر نمی‌شود، یک احساس ناامیدی در او وجود داشت. 

زندگی مشترک پس از کشف یک رابطه نامشروع

آیا یک مرد بی‌وفا که بخواهد زندگی مشترک خود را نجات دهد، می‌تواند مسیر زندگی خود را تغییر دهد؟ به این بستگی دارد که همسرش چه برخوردی با این مسئله داشته باشد. به این بستگی دارد که آیا آنها مشاوره دریافت می‌کنند یا خیر و همچنین به میزان صداقت وی در مورد نحوه رفتار آینده‌اش نسبت به همسر خود. زندگی‌هایی وجود داشته‌اند که پس از افشای یک خیانت به جاهای خیلی خوبی رسیده‌اند، چون حقیقت‌های بسیاری آشکار شدند و گفتمان‌هایی که قبلاً باید وجود داشت، به وقوع پیوستند.
اغلب زوج‌های متأهل دیدگاه خود نسبت به زندگی مشترک بعنوان مکانی از صداقت را از دست می‌دهند. آنها جنبه‌هایی از زندگی خود را از یکدیگر پنهان می‌کنند، و رابطه‌ای که باید سرشار از صداقت و صمیمیت باشد، به بیراهه می‌رود. و زمانیکه مرد به زندگی مشترک خود بعنوان یک بحران یا مسئله نگاه کند – حتی اگر خود او مقصر باشد –از ارزش‌های این زندگی چشم‌پوشی می‌کند. یا سرخورده و بی‌حوصله می‌شود.
یکی اساتید جامعه‌شناسی با اشاره به تمام مزایای مالی و سلامتی مردان متأهل در برابر مردان مجرد می‌گوید:”من فکر می‌کنم یکی از چیزهایی که در زندگی‌های مشترک و با بی‌حوصلگی در کل رخ می‌دهد این است که مردم دیگر به فواید و مزایای زندگی مشترک فعلی خود بی‌توجه می‌شوند. از یک مرد غیرخوشبخت بپرسید که اگر زندگی مشترک فعلی‌اش تمام شود، چه برسر او می‌آید و او پاسخی برای این سؤال نخواهد داشت. مردان به مقدار زیادی عملکرد پس از طلاق خود را دست بالا می‌گیرند. درحالیکه زنان بعد از طلاق عملکرد خیلی بهتری دارند.”
با اشاره به میانگین سن ازدواج در آمریکا، که به بالای ۲۵ سال رسیده است، این جامعه‌شناس می‌گوید: “انسان‌های بالای ۲۸ سال تجارب زیادی در زندگی دارند و احتمالاً درزمان خیانت به دنبال رسیدن به رابطه جنسی بیشتر نیستند. قسمت جنسی رابطه زناشویی احتمالاً کمترین ربط را به خیانت دارد. وفاداری من به همسرم ارتباط خیلی کمی با مسائل مربوط به سکس دارد. من فکر می‌کنم بیشتر به احترام من به او و برآورده‌سازی انتظارات او از من، مربوط می‌شود. این همان چیزی است که زندگی مشترک از ما می‌خواهد.”(آریا سلامت)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *