بررسی زندگی بعد از طلاق

دسته: همسرداری
بدون دیدگاه
دوشنبه - ۲۸ تیر ۱۳۹۵

بررسی زندگی بعد از طلاق

طلاق یکی از رویدادهای بزرگ و آسیب‌زای زندگی است که باعث ناراحتی‌های روانی و جسمی زیادی می‌شود. خشم، غم، اضطراب و ناامیدی از شایع‌ترین مشکلات روانی و آسم، فشار خون زیاد، ورم معده، زخم‌های گوارشی، بیماری عروق قلب، سردرد و درد مفاصل از شناخته‌شده‌ترین واکنش‌های جسمی به استرس هستند. علت پدید آمدن این نوع بیماری‌های جسمی، تأثیری است که فشار روانی (استرس) بر دستگاه ایمنی بدن می‌گذارد. این دستگاه مکانیسمی است که به کمک یاخته‌های تخصص یافته‌ای به نام لنفوسیت بدن را در برابر ریز جانداران بیماری‌زا محافظت می‌‌کند.

 

خوب است به آزمایشی که کوهن و همکارانش در سال ۱۹۹۱ انجام دادند اشاره بکنیم: چهارصد داوطلب برخورد از سلامت، بینی خود را با محلولی که در آن، یا یکی از پنج ویروس سرماخوردگی و یا فقط آب نمک بود شستند. از هر آزمودنی درباره رویدادهای تنش‌زای یک ساله اخیر زندگانی و اینکه تا چه اندازه توانستند با مشکلات روزمره کنار بیایند و تعداد مواردی که دچار خشم یا افسردگی شده پرسش‌هایی شد. براساس این داده‌ها جای هر آزمودنی روی شاخص فشار روانی یا تنش، تعیین شد که بین ۳ (کمترین میزان فشار روانی تا ۱۳ (بیشترین میزان فشار روانی) قرار داشت. آزمودنی‌ها را همه روزه از لحاظ وجود علایم سرماخوردگی یا پادتن (آنتی‌بادی) مختص ویروس در ترشحات بخش فوقانی دستگاه تنفس، معاینه می‌کردند.

 

در غالب داوطلبانی که آلوده به ویروس شده بودند، ‌نشانه‌های عفونت دیده شد. اما فقط یک سوم از آنان دچار سرماخوردگی شدند. میزان عفونت و علایم سرماخوردگی همگام با میزان فشار روانی افزایش می‌یافت. داوطلبانی که برحسب نظر خودشان دستخوش بیشترین فشار روانی بودند در مقایسه با گروهی که کمترین فشار روانی را داشتند، به طور معنادای بیشتر گرفتار عفونت ویروس سرماخوردگی شدند و تقریباً در برابر دسته اخیر سرماخوردگی پیدا کردند. (به نمودار توجه کنید)

با آنکه در سال‌های اخیر، آمار طلاق افزایش یافته است به طوری که در کلانشهر تهران حدود ۳۰ درصد از همسران در کمتر از ۴ سال بعد از ازدواج از هم جدا می‌شوند، و با آنکه برای بسیاری از افراد طلاق موهبتی الهی است اما واقعیت این است که بیشتر افراد به ویژه زنان جوان پس از این رویداد، احساس رنج و پریشانی زیادی می‌کنند که به صورت آشفتگی، احساس تنهایی، فقدان هویت، احساس شکست، افسردگی و احساس گناه نمایان می‌شود.

با بررسی شرح حال و خاطرات بیش از یکصد نفر از زنان جدا شده معلوم شد که طلاق پیامدهای زیر را سبب می‌شود:

 ۱- ناراحتی‌های روانی (خشم، غم، اضطراب، تحریک‌پذیری، …)؛

۲- مشکلات و بیماری‌های جسمی؛

۳- بحران هویت(من کیستم و چه نقشی در جامعه دارم؟)؛

۴- ایجاد محدودیت‌های اجتماعی از سوی خانواده؛

۵- گوشه‌گیری و کاهش روابط با دوستان و خویشاوندان؛

۶- ضعیف شدن باورها و اعمال دینی؛

۷- برخوردها و تقاضاهای نادرست بعضی از مردان؛

۸- برقراری ارتباط شتابزده با مردان، به منظور دوری از احساس تنهایی، خودزنی اخلاقی، نیاز غریزی و یا انتقام از همسر؛

۹- اقدام شتابزده و غیرعاقلانه برای ازدواج؛

۱۰- نپذیرفتن درخواست‌های مناسب برای ازدواج به خاطر بدبینی و یا انتظارات غیر واقعی؛

۱۱- مشکلات شغلی و تحصیلی؛

۱۲- ارتباط غیرمنطقی پنهان و آشکار با همسر سابق؛

۱۳- گرایش و اقدام به رفتارهای غیراخلاقی و ضد اجتماعی.

در این مجال شیوه‌های مثبت مقابله با این فشار روانی را توضیح می‌دهیم به این امید که در آینده و با همراهی خوانندگانی که چنین تجربه‌ای را داشته‌اند بتوانیم به بیان دیگر پیامدهای یاد شده بپردازیم.

بررسی زندگی بعد از طلاق

مقابله با سرزنش خود و احساس گناه

در دوران کشمکش، یعنی از زمان شدت گرفتن ناسازگاری‌ها و تصمیم به جدایی، تا پایان گسستن پیوند زناشویی، کژرفتاری‌ها و اختلالات روانی و شخصیتی همسر به طور روشن و برجسته پیش چشم فرد می‌آیند و بارها و بارها در ذهن او تکرار می‌شوند:  یادش می‌آید چقدر فداکار و باگذشت بوده است چقدر سردی‌های عاطفی او را تحمل کرده، خطاهایش را نادیده گرفته و پیش خانواده خود آبروداری کرده است. چه زمان‌های زیادی با مهربانی و صمیمیت از او خواهش کرده که قدر زندگی مشترک را بداند و برای آینده برنامه‌ریزی درستی داشته باشد، این اندازه بدون استقلال و دهن‌بین به کارهای ناپخته دست نزند، باور کند دیگر آن نوجوان وابسته یا جوان خوشگذران قبلی نیست. یادش می‌آید که غیر از کمک خواستن از پدر و مادر خود و همسرش، پیش چند مشاور هم رفته است اما چون هیچکدام از این تلاش‌ها کارساز نشد، چند بار تهدید به جدایی کرد و وقتی این هم نتیجه نداد، سرانجام با دوندگی‌های زیاد طلاق گرفت.

به محض جدایی و هنوز به قول معروف مرکب حکم طلاق خشک نشده است جهت افکار فرد طلاق گرفته وارونه می‌شود. به جای یادآوری خطاها و بی‌مهری‌های همسر، بعضی رفتارهای مثبت او را برجسته می‌بیند و اشتباهات خود را بزرگ جلوه می‌دهد: «آن اندازه هم که فکر می‌کردم بد نبود، آن عکس زیبای یادگاری، آن هدیه روز تولد، آن خنده‌های بلندی که با هم می‌کردیم و آن بردباری‌هایی که بعد از فریادهای لجوجانه من داشت، می‌رساند این من بودم که زندگی را ویران کردم و حالا شده‌ام یک زن مطلقه! پدر و مادرم نیز بی‌تقصیر نبودند، تحریکم کردند و هلم دادند. می‌توانستند جلوی بچگی و خودسری مرا بگیرند. پس چی شد آن گفته بزرگ‌ترها که زن باید با چادر سفید به خانه شوهر بیاید و با کفن سفید خارج شود؟ چشم‌چرانی و دله‌بازی‌های او با چندزن و دختر هوسران هم به تدریج تمام می‌شد، مگر بقیه مردان بهتر از او هستند؟

می‌دانم خداوند دارد مرا کیفر می‌دهد. کیفر گناهانی که کرده‌ام. آینده هم دست کمی از گذشته ندارد، بدبخت و بیچاره‌ام.

واقعیت این است که بعد از هر رویداد تلخی، چنین فکرهایی ذهن فرد آسیب‌دیده را به تسخیر خود درمی‌آورند. بیشتر شکست‌خوردگان در امتحان ورودی دانشگاه به طور اغراق‌آمیزی به محکوم کردن و سرزنش خود می‌پردازند و اندکی از آنان تا آنجا پیش می‌روند که دست به خودکشی می‌زنند. آنها در هر لحظه پایان دادن به زندگی خود نمی‌توانند بیندیشند که در آینده چه فرصت‌های زیاد و شیرینی را برای موفقیت زیاد و شادکامی دارند. حتی بعد از مرگ یکی از عزیزان که با بیماری یا حادثه‌ای از بین رفته است، برخی از داغدیدگان خود را بی‌جهت عامل و مقصر مرگ او می‌دانند.

جوانان جدا شده از همسر فراموش نکنند که به احتمال زیاد، اگر روان‌شناس و مشاوری نظر داده است که همسر او دارای رگه‌هایی از اختلال شخصیت بوده است نباید خود را برای جدایی ملامت کند. راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-IV-TR) ده نوع اختلال شخصیت را توصیف کرده است که نمی‌توان به درمان سازگاری آنها به خصوص اختلال شخصیت‌های پارانویایی (بی‌اعتمادی و بدبینی زیاد و مزمن) ضداجتماعی (تخلف از قوانین و زیر پا گذاشتن حقوق دیگران) مرزی (بی‌ثباتی در روابط فردی، تکانشگری‌های زیاد) و خودشیفته (احساس و بیان بزرگ‌منشی، فقدان همدلی) امیدوار بود. از طرفی ثابت شده است که بین ۳۰ تا ۷۰ درصد اختلالات شخصیتی آدمیان توارثی است.

جرسکی و نه نفر از همکارانش، رویدادهای ازدواج و طلاق ۶۲۲۵ جفت دوقلو را مطالعه کردند. نتیجه این بررسی دقیق و علمی که در مجله «شخصیت و تفاوت‌های فردی» (شماره ۴۹، ۲۰۱۰) متتشر شده است می‌رساند که طلاق زمینه‌ای ژنتیکی دارد یعنی اگر خوب دقت کنید همسر ناسازگار شما علاوه بر همه مشکلاتی که داشته و تلاش‌های شما برای تغییر دادن آنها بی‌ثمر مانده است. در آمادگی برای قطع پیوند مقدس ازدواج نیز سابقه‌ای به درازنای تاریخ پیشینیان خود دارد! روشن است که این نظر درباره همه جدایی‌ها صدق نیم‌کند چه بارها گفته و نوشته‌ایم که یک ازدواج موفق سه مرحله دارد: انتخاب مناسب، آموزش درست و برخورداری از مشاوره هنگام ضرورت. بسیاری از جدایی‌ها به خاطر انتخاب نامناسب است. به همین رو ناسازگاری اینگونه همسران با آموزش و مشاوره رفع نمی‌‌شود.

اگر قرار است خود را سرزنش کنید، بر انتخاب شتابزده و بدون دقت خود و پدر و مادرتان ایراد بگیرید. اشتباه شما در انتخاب باید تجربه‌‌ای باشد برای انتخاب‌های دیگر زندگی‌تان نه اینکه با رفع اتهام از همسری ناموفق و مشکل‌آفرین خود را در گرداب افسردگی بیندازید و چشمتان را بر واقعیت‌های زندگی ببندید. حادثه تلخ طلاق اگر خوب تحلیل شود می‌تواند بیش از مطالعه ده‌ها کتاب روان‌شناسی و شرکت در چندین کارگاه آموزشی، برای رشد و تربیت صحیح انسان به کار آید.

برنشتاین و برنشتاین در کتاب «زناشویی درمانی» می‌نویسد: «این روزها دیگر طلاق مایه ننگ خانواده نیست بلکه راه‌حلی است معقول برای موقعیتی نامعقول… طلاق به رابطه‌های زیان‌بخش و ویرانگر و بسیار دردناک پایان می‌دهد. آزادی تازه به دست آمده و دگرگونی امور روزمره می‌تواند برای فرد بسیار مثبت باشد… طلاق به فرد جدا شده فرصتی دوباره می‌دهد تا لگام زندگی را به دست بگیرد و دیگر نگران اثر اعمال خود به نگرش در رفتار همسرش نباشد…»

مقابله با فشار روانی

آلبی روان‌شناس معاصر نشان داده که فشار روانی با شرایط زیر فرد را از پای می‌اندازد:

۱- شدت فشار روانی

۲- آسیب‌پذیری ژنتیکی یا درازمدت برای بیماری جسمی و روانی

۳- نداشتن مهار‌ت‌های مقابله‌ای موثر، کنار کشیدن یا برخوردهای تند هیجانی، به جای ابراز وجود قاطعانه و تصمیم‌گیری عاقلانه

۴- نظام شناختی و اعتقادی ضعیف: خود را مقصر همه مشکلات دانستن، خوشبین و امیدوار نبودن و توکل نداشتن به خداوند.

۵- بی‌بهره بودن از حمایت‌های عاطفی و اجتماعی: نداشتن پیوند صمیمی با اعضای خانواده و دوستان، بیکاری و رابطه‌های ضعیف اجتماعی.

سعی کنید با افزایش سلامت جسمی خود، یادگیری روش حل مسئله، تقویت باورهای روشن دینی و اصلاح خطاها و تحریف‌های شناختی، برقرار کردن ارتباط سالم و صمیمانه با دوستان و اعضای خانواده و نیز پرداختن به کار یا فعالیتی اجتماعی و کارآمد به تدریج خود را با این رهایی و گام برداشتن در زندگی جدیدتان سازگار و هماهنگ سازید.

گرینبرگ در کتاب فشار روانی (ترجمه دهقانی و همکاران، انتشارات رشد) برای رویارویی درست و کارآمد با فشار روانی راه‌های زیر را پیشنهاد می‌کند:

۱- مهارت‌های اجتماعی و از جمله روش‌های ابراز وجود موثر را بیاموزید.

۲- برای انجام کارهای خود مدیریت زمان داشته باشید.

۳- نعمت‌های فراوانی را که خداوند به شما داده سپاس گویید.

۴- با شوخ‌طبعی گل‌های خنده را بر لب‌های خود و دیگران بنشانید.

۵- برای افزایش عزت نفس خود مطالعه و برنامه‌ریزی کنید.

۶- یادتان باشد هیچ موفقیتی بدون هدف، نظم و سختکوشی به دست نمی‌آید.

۷- از ظرفیت پایان‌ناپذیر معنویت و مذهب غافل نشوید.

۸- فنون تن‌آرامی را بیاموزید و هر روز به کار برید.

۹- برای افزایش سلامت جسمی خود برنامه‌های منظم خواب، تغذیه و ورزش داشته باشید.

۱۰- مشاوری آگاه و مورد اعتماد را برگزینید و در هنگام ضرورت از او کمک بخواهید.

(سپیده دانایی)


نوشته شده توسط:admin - 813 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها: