نقد روان شناختی فیلم “زیر سقف دودی”

دسته: مشاوره خانواده
یکشنبه - ۸ مرداد ۱۳۹۶

سایت آی همسر- مشاوره

“زیر سقف دودی” آخرین ساخته پوران درخشنده این روزها روی پرده نقره ای در حال اکران است. درخشنده از آن دسته کارگردانان صاحب سبکی است که غالب آثارش زمینه اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی دارد؛ و بیش از هر قشری، وضعیت “زنان” را در بطن این زمینه ها بررسی می کند. آنچه در ساخته ی اخیر وی هدف فیلم قرار گرفته در وهله اول طلاق عاطفی و تصویرسازی چنین وضعیتی در خانواده است، موضوع دوم جایگاه زن دوم در زندگی یک مرد است که البته جریانات فرعی دیگری نیز در داستان وجود دارد که بر روی همین بسترها در حرکتند به عنوان مثال می توان به خشونت پسر خانواده ای که در طلاق عاطفی به سر می برد و نحوه قضاوتش درمورد مقصر مشکلات خانوادگی اشاره کرد. فیلم از نظر موضوع بسیار قوی و غنی است اما با توجه به آثار پیشین تهمینه میلانی ضعف های ساختار شناسی اساسی دارد که در اینجا ضرورتی برای پرداختن به آن وجود ندارد. اما از دیگر نکات مثبت این فیلم می توان به این موضوع اشاره کرد که زیر سقف دودی به روایت صرف مشکل بسنده نکرده است و تماشاچی را پا به پای شخصیت های داستان وارد جلسات درمانی با روانشناس می کند تا بداند تحمل وضعیت دشوار خانوادگی راه حل نیست و هر مشکلی راه حل ویژه خود را دارد.

***
اگر به خانواده به شکل یک سیستم کلی نگاه کنیم که از مجموعه ی اعضا تشکیل شده، هر یک از اعضای خانواده باید در چارچوب و مرزبندی مناسب با یکدیگر ارتباط متعادل داشته باشند. یعنی در عین استقلال و فردیت، وابستگی عاطفی نیز داشته باشند. در فیلم شاهدیم که مرزهای بین مادر و پسر در هم تنیده است یعنی مادر استقلال کودک را از او گرفته و اجازه رشد به او نمی دهد و پسر توانایی تصمیم گیری مستقل نداشته و اکنون که به سن بزرگسالی رسیده است میخواهد استقلال خود را بازیابد اما در این راه به دلیل عدم پختگی لازم از تنیدگی با مادر به سمت گسستگی کامل حرکت میکند و در این کار پدر را الگو قرار میدهد.

با تصور اینکه مادر رابطه مضاعف با پسر خود برقرار کرده و با نادیده گرفتن همسر، پدر را عملا از سیستم عاطفی خانواده خارج کرده است، بدیهی است در چنین وضعیتی پدر احساس طرد شدگی کرده و به دنبال تسکین اضطرابش به روابط خارج از چارچوب خانواده روی می آورد (به نوعی به یارکشی دست میزند) و به قدری از وضعیت پیشین ناراضی است که رعنا را که یک زن جوان و مدرن است انتخاب میکند، درحالیکه به شیرین (همسر اول  خود) اجازه رفتارهایی که بوی مدرنیته میدهد نمی داد (پوشش و آرایش و حتی صحبت کردن درباره ی روابط زناشویی شان) و بخشی از این موضوع زمانی مطرح میشود که شیرین در آرایشگاه به آرایشگر میگوید که از بعد ازدواجش آرایشگاه نرفته و همسرش دوست نداشته موهایش را رنگ کند! یا به روانشناس می گوید که درباره ی روابط زناشویی شان حرف نمی زنند.

شاید برایتان جالب باشد :  توصیه هایی برای بیماران مبتلا به اسهال

در اینجا لازم است به این موضوع اشاره کنم که گرچه رعنا با ورود به زندگی یک مرد متاهل عمل اشتباهی را مرتکب شده است اما در نهایت او نیز  بازنده ی بازی بوده است چراکه بهرام همچنان خانواده ی اول خود را برای سکونت انتخاب کرده و رعنا به طور کامل بهرام را در اختیار ندارد و در پایان نیز بین شیرین و رعنا، شیرین (با وجود تمام مشکلات) ترجیح بهرام است.

این رابطه خارج از زندگی زناشویی به عنوان یک سوپاپ اطمینان برای بهرام عمل کرده و خانواده را با تمام مشکلات در کنار هم حفظ کرده، یعنی زن با وابستگی و رسیدگی بیش از حد به پسر جوانش (که طالب استقلال است و به محبت مادر پاسخ نمی دهد) و مرد با همسر دومش خود را از تنش دور نگه داشتند البته همچنان مشکل پابرجاست، حتی اگر آنها چشم خود را بر روی آن بسته باشند.

تا  اینجای فیلم اگرچه درگیری های بزرگ و سختی بین اعضای خانواده وجود ندارد و به خیالشان آرامش وجود دارد اما باید دانست که نبود درگیری و تنش به معنای درست بودن شرایط خانواده نیست و این یک تصور غلط است که هر خانواده ی بدون تنشی را سالم تلقی کنیم. هیجانات جاری در خانواده نشان از حیات آن دارد حال می خواهد این هیجانات منفی یا مثبت باشد!  هرگاه این هیجانات فروکش کند خانواده را در آستانه مرگ و یا حتی مرده می توان تلقی کرد.

داستان به روایت روابط معیوب خانواده و سرپوش گذاشتن بر مشکلات می پردازد تا اینکه پسر به عنوان بیمار آشکار (کسی که نشانه های بیماری در او تشخیص داده می شود) و با شکایت از خشونت در رابطه با نامزدش به روانشناس مراجعه می کند. درمانگر با ذکاوت متوجه ریشه مشکل می شود و پدر و مادر را به درمان فرا می خواند؛ در اینجا برای تماشاچی مشکلات گره گشایی می شوند تا روشن شود که خانواده به عنوان یک سیستم تلاش و همکاری همه را می خواهد و بردن انگشت اتهام به زن، مرد، زن دوم، پسر یا هر شخص دیگری صحیح نیست و آنچه مشکل ساز شده است ترکیبی از عملکرد اشتباه هرکدام از آنها بوده؛ زن با عدم مدیریت نقش مادری و همسری خود و مرد با خارج کردن خود از سیستم خانواده هرکدام به نحوی در مشکل دست داشته اند.

«وقتی در خانواده کسی بیمار می شود، تمام اعضای خانواده به یک اندازه بیمارند؛ شخص بیمار نشان از یک خانواده بیمار است.»

زهره پوراسدی ـ کارشناس ارشد روان شناسی



منبع
——————————————————————————
گردآوری و تنظیم:سایت آی همسر 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس